وقتی یه اتفاقی تو زندگی آدم میفته خیلی آدمای دورو ورمون شناخته میشن!
مخصوصا اگه اتفاق بزرگی باشه.
یه عده از دوستای آدم گم میشن!
یه کسایی که سال تا سال احوال آدمو نمیپرسن باهات دوست میشن!
یکی شروع میکنه نصیحت کردن یعنی سعی میکنه اوضاع رو عوض کنه حا لاچقدر برای این کار صلاحیت داره بماند!
اگه موضوع کم پولی باشه پولکیاش یه جور دیگه میشن!
اگر پولدار بشی بازم یه جور دیگه میشن!
.....................................................................................
................................................
دیگه نگم بهتره.
خلاصه هیچ کس آدمو بخاطر خودت دوست نداره!
دوست داشتن ودوست داشته شدن بستگی به شرایط داره.
ولی این دوست داشتن واقعی نیست.
کاش هیچوقت دورو وریامو نمیشناختم.

خوشحالم که من آدمارو همونطور که هستن دوست دارم با وجود عیبهاومشکلاتشون

میدونین دلم از چی میسوزه؟از اینکه سالها با حسن نیت و محبت با یکی زندگی کنی،بهش امید داشته باشی،روش حساب کنی،یا حتی تحملش کنی ،بسوزی بسازی...................................
آخرش برسی به نا امیدی...بی اعتمادی ....بی محبتی......اونوقت وقتی تحملت تموم شد بگن بفرما همونجایی که بودی......اونم با حقه وکلک!
ای خدا .....................................................................چی بگم؟

عشق،مطلق است.


هراس و تردید نمیشناسد